ويليام جزف برنز (William Joseph Burns ) يکي از کهنه کارترين ديپلمات هاي آمريکايي، 58 ساله، معروف به بيل برنز، مسلط به زبان هاي عربي، فرانسوي و روسي و کارشناس مسائل خاورميانه است که به تازگي بازنشسته شد. وي بين سال هاي ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ در روسيه و از سال 1998 تا 2001 در اردن سفير آمريکا بوده، از ژوئيه ۲۰۱۱ تا همين اواخر به عنوان فرد شماره دو وزارت خارجه آمريکا فعاليت مي کرد. برنز در قالب بورسيه مارشال موفق به کسب دکتراي روابط بين الملل از دانشگاه آکسفورد شده است. او يکي از چهره هاي اصلي در جريان مذاکرات ۱+۵ با تهران بود.به گزارش ديپلماسي ايراني، وي که اخيراً رياست انديشکده کارنگي در آمريکا را بر عهده گرفته است با انتشار مطلبي در مجله سياست خارجي (Foreign Policy) در 23 اکتبر 2014، تغييرات رخ داده در جهان همچون ظهور قدرت هاي جديد در حال ظهور، وارد شدن صدها ميليون نفر به طبقه متوسط، تقويت نقش و بازيگري افراد و گسترش و سرعت انتشار اطلاعات را باعث مطرح شدن چالش هاي جدي و سوالاتي در مورد نقش، سودمندي و کارايي حرفه ديپلماسي و ديپلمات هاي حرفه اي دانسته است. به زعم وي بعد از دو دهه و دو جنگ پرهزينه در افغانستان و عراق و بدترين بحران مالي دوران اخير، آمريکا نيازمند مجموعه اي از ديپلمات هاي حرفه اي با تخصص ها و تجربياتي است که بتوانند منافع آمريکا را در جهان خارج دنبال کنند. وي براي حفظ، تقويت و تطبيق وزارت خارجه با اين شرايط و موثرترشدن ديپلماسي آمريکا، 10 توصيه به ديپلمات هاي آمريکايي ارائه کرده است. اين توصيه ها و خلاصه اي از توضيحات هر کدام به شرح ذيل مي باشند. البته تاکيد مي شود که انتشار اين مطلب به معني رد يا تاييد آن نبوده و صرفا براي آشنايي بيشتر با ايده هاي سياستمداران و صاحب نظران سياسي است.1 – بدانيد که از کجا مي آييدوزارت خارجه آمريکا اکنون بيش از هر زمان ديگري، متکثر و بيانگر تنوع قومي و نژادي در آمريکا است. اين تنوع و تکثر در وزارت خارجه بويژه هنگامي که با ديگران از تکثر، مدارا و حقوق جهاني بشر حرف مي زنيم، باعث قوت و سرمايه ما است. لذا نبايد فراموش کنيم که از کجا و براي خدمت به چه کساني مي آييم و چه کساني را نمايندگي مي کنيم.2 – هميشه در مورد ما نيستآمريکايي ها اغلب عادت دارند که فکر کنند جهان حول محور آنها و تحليل و مسائل مربوط به آنها مي چرخد. تحولات اخير خاورميانه نشان داد که هميشه هم اينطور نيست. اين انقلاب ها، يک صداي سياسي و پاسخ به مشکلاتي بود که بيش از هر چيز براي خود آنها مطرح و مهم بود. اگرچه دولت هاي ديگر و مردم همچنان ممکن است از ما براي درک و برخورد با جهان پرآشوب امروزي کمک بخواهند ولي آنها مسائل خود را دارند که ممکن است خوشايند ما هم نباشد. لذا درک، و نه ضرورتا پذيرش اين ديدگاه ها براي ديپلماسي ما مهم است.3 – اصول را خوب ياد بگيريددر جهان با روابط ديجيتال و مجازي امروزي نيز هنوز گريزي از تعاملات سنتي انساني نيست. لذا آگاهي از تاريخ، فرهنگ و تسلط بر زبان کشورهاو توان مذاکره ضروري است.4 – جلوتر از تحولات باشيداگرچه اصول فوق ضروري اند ولي کافي نيستند. امروزه انرژي، تغييرات آب و هوايي، مسائل مربوط به جنسيت و فضاي سايبر از جمله اولويت هاي در حال تقويت براي ديپلمات هاي آمريکايي است و هر يک نيازمند توسعه توانمندي ها و ابزار و فناوري مربوط به خود است. نسل ما وقت زيادي را صرف درک مسائل هسته اي و سياست جهاني نفت کرديم ولي نسل کنوني بايد توان تطبيق خود با چالش ها و نوآوري هاي جديد را داشته و در مورد حوزه هاي جديد رقابت و همکاري همچون انقلاب نفت شل و تاثير آن بر بازار انرژي، هنجارهاي سايبري و تاثير آن بر امنيت و حريم خصوصي و مسائل مربوط به قطب بياموزد.5 – به احياي اقتصادي کمک کنيدهيچ چيز اهميت ديپلماسي را بيشتر از توان آن براي کمک به اقتصاد نشان نمي دهد و هيچ چيز يک ديپلماسي قوي در خارج از کشور را بهتر از يک اقتصاد قوي حمايت نخواهد کرد. ديپلمات هاي آمريکايي بايد نقش مهمي در بازاريابي، جذب سرمايه، فراهم کردن زمينه فعاليت براي شرکت هاي آمريکايي و غيره ايفا نمايند. همچنان که جان کري، وزير خارجه نيز بارها به ديپلمات ها تاکيد کرده است که “سياست خارجي، سياست اقتصادي است”.6 – قدرت نفوذ و ابزار را با راهبرد مرتبط کنيدديپلماسي موفق بايد همراه با ديدگاهي راهبردي در مورد مفهوم شکل دادن نظم جهاني در راستاي منافع آمريکا باشد. راهبرد موثر نيازمند ابزارها، مفاهيم مرتبط کننده و اهداف در مورد ابزارهاي در دسترس قدرت ملي از جمله قدرت نظامي است. بازتعريف اولويت هاي آمريکا به سمت آسيا پاسيفيک، تلاش براي مديريت ظهور چين و توسعه روابط حسنه با اين کشور ضمن تقويت روابط با متحدين، تقويت سرمايه گذاري بر هند و گسترش روابط با کشورهاي آسه آن در همين راستا قابل ذکر است.7 – فقط مشکلات را نگوييد، راهکار پيشنهاد کنيدعلاوه بر گزارش مشکلات و چالش هاي پيش رو، به تصميم سازي مناسب در اين خصوص کمک و راهکارهايي براي حل مشکلات و چالش ها هم ارائه کنيد. صرفا به عنوان پستچي تصميمات واشنگتن عمل نکنيد بلکه با ارائه راهکار و پيشنهاد در شکل گيري تصميم هم نقش داشته باشيد.8 – واقعيت را به مقامات بگوييدگرچه کارشناسان موظف اند نظم را رعايت و از ايجاد نارضايتي عمومي جلوگيري کنند ولي همزمان نيز تعهد دارند که به طور داخلي نگراني هاي خود را مطرح و توصيه هاي خود را، هر چند که خوشايند نباشد، ارائه نمايند.9 – ريسک پذير باشيددر جهان خطرناکي زندگي و کار مي کنيم. به همين دليل در پي ريسک صفر بودن به معني دستاوردهاي ديپلماتيک صفر نيز مي باشد. نبايد در پشت ديوارهاي سفارت پنهان شويم و در عرصه حضور نداشته باشيم.10 – خوشبين بمانيددرست است که جهان در حال پيچيده تر شدن است و ناتواني سياسي در واشنگتن نيز کمکي به تسهيل اين امر نمي کند و سخت است وقتي که در داخل نمي توانيم به ائتلاف و توافق برسيم به مردم ديگر کشورها بگوييم که مي توانيم ائتلاف ايجاد کنيم. به رغم تمام مشکلات، دلايل بسياري براي خوشبيني داريم. ما همچنان قدرت نظامي، اقتصادي و نوآوري بزرگتري از هر کشور ديگر داريم. نظام دولتي و ارزش هاي ما جذاب، ظرفيت انرژي در حال تحول و جمعيت متنوعي داريم. به توانايي ديپلمات هاي آمريکايي براي کمک به احياي رهبري آمريکا در جهان اطمينان دارم. کار سختي است ولي هرگز به اين اهميت و به اين گستردگي نبوده است.