دلایل عقب ماندگی کشور – ضعف در تصمیم گیری – شماره یک : اطلاعات ناقص

دلایل عقب ماندگی کشور – ضعف در تصمیم گیری (1) : اطلاعات ناقص

سعید فرخی – گروه کوانتس دانشگاه تهران

عبارات زیر برای ما ایرانی ها بسیار آشنا می نماید، اقدامات نسنجیده، کارشناسی نشده، عدم مدیریت صحیح، اقدامات شتاب زده، عدم تخصیص بهینه، براوردهای اشتباه، فقدان کارشناسی لازم، عدم انجام مطالعات دقیق، این ها و عبارت هایی از این دست معمولا به عنوان دلایل به سرانجام نرسیدن پروژه ها و یا بروز بسیاری از مشکلات مطرح می گردند.

این ها همه دلالت بر وجود نوعی نقصان در مکانیزم تصمیم گیری در مدیریت کشور می باشد. ما معنقدیم، ضعف در نظام تصمیم گیری ریشه بروز بسیاری از مشکلات در کشور می باشد. در حقیقت امروز برای مسائل و مشکلات امروزی راهکاری های امروزی نداریم و مدیریت کلان کشور سعی می نماید که مشکلات را با استفاده از بهره گیری از تکنولوژی و ابزار مدرن حل نماید. ولی کسی به مشکلات در فرایند تصمیم گیری توجه نمی نماید. معضلات امروز ایران، ناشی از فقدان و عقب ماندگی تکنولوژیکی در مقایسه با کشورهای پیشرفته نیست، بلکه ریشه در فرایند های مدیریتی و نحوه ی تصمیم گیری دارد. این معضل نه به تحریم ها ربط دارد و نه دانشی دست نیافتنی و دور از دسترس می باشد. بلکه می توان به اعتراف به این مشکل و برنامه ریزی در جهت رفع آن تاثیرات شگرفی را در بسیاری از جنبه های زندگی ایرانیان مشاهده نمود. 

 

 اصلی ترین وظیفه یک مدیر تصمیم گیری است. برای اخذ یک تصمیم توسط مدیر همواره اطلاعاتی مورد نیاز است که به عنوان مواد اولیه خام وارد ذهن مدیر شده و حاصل تحلیل ذهنی مدیر نوعی فراوری این اطلاعات و تولید محصولی به نام تصمیم است. این مکانیزم در شکل زیر مشاهده می شود. 

 

نمودار فرایند تصمیم گیری

گروه کوانتس به سبب نوع و فلسفه کاری خود با بسیاری از مدیران و تصمیم گیرندگان کشور جلسات متعددی را برگزار نموده و از نزدیک فرایند بسیاری از تصمیم گیری های ایشان را مورد مطالعه قرار داده است. و به این نتیجه رسیده است که در هر یک از این سه مرحله نقصان ها جدی در ساختار تصیم گیری کشور وجود دارد. با این حال اصلاح آن نیاز به بودجه و منابع مالی بسیار اندکی در مقایسه با ضرر و زیان ناشی از فقدان آن و همچنین راهکارهای تکنولوژیکی می باشد. اما این نواقص به چه معنی است و در چه مواردی مطرح می شود؟

اطلاعات خام :

عزیزی می گفت اطلاعات مثل ترشی سیر است. هر چه بیشتر از زمانش بگذرد و هر چه انباشته تر شود ارزشمند تر می شود. اگر با یکی از مدیران انگلیسی هم صحبت شوید، یکی از مواردی که به آن افتحار می کند، پایگاه های داده ای است که گاها تا 200 سال قدمت دارند. در ایران قدیمی ترین اطلاعات ثبت و نگه داری شده متعلق به گمرک می باشد که بیش از 80 سال قدمت دارد.

این رسوب ارزشمند از داده، می تواند تاثیر پارامترهای حیاتی آن صنعت  را بر یکدیگر نمایان سازد. تغییرات آن ها را در گذر زمان نشان دهد و راه را برای بهینه سازی فرایند ها هموار سازد. به این معنی که پایگاه های داده با قدمت زیاد، هر چند در زمان ثبت داده ها بی ارزش به نظر برسند ولی با گذر زمان و تجمیع داده ها به منبعی ارزشمند برای تحلیل تبدیل خواهند شد. به عنوان مثال در پایگاه داده گمرک جمهوری اسلامی ایران، موارد کم اظهاری و اطلاعات مربوط به اظهار کننده و کالا و حمل ان موجود است. با درنظر گرفتن اطلاعات کلی می توان مدل هایی را ایجاد نمود که به اصطلاح با کسب تجربه از گذشته و یادگیری از آن، آینده را پیش بینی نماید.

پس یکی از فواید ذخیره داده ها، توانایی مدل سازی رفتار سیستم و تحلیل آن در آینده می باشد. اما وجه دیگری که باید به آن توجه داشت این است که اصولا، سیستم های اندازه گیری دقیق و دسترسی به اعداد و ارقام مهم در هر لحظه، یک امر حیاتی است. در صنایع نفت و گاز، اطلاع از جریان حجمی و فشار و دمای سیال، در هر نقطه از شبکه برای مدیریت کارای شبکه الزامی است. صنعت نفت و گاز به این دلیل مثال زده شد که سازمان های متولی معمولا مشکلات کمتری از بابت تامین هزینه های نگه داری و ارتقای سیستم های اندازه گیری دارند و بیش از صنایع دیگر، اهمیت اندازه گیری ها مورد توجه قرار می گیرد. با این حال در سیستم های انتقال نفت و گاز که شریان ثروت کشور به شمار می آیند نیز سنسور های اندازه گیری گاها دقت مطلوبی نداشته و از حالت کالیبره خارج شده اند. وقتی ثروت میلیاردی با استفاده از این سیستم های غیر دقیق اندازه گیری و رصد می شود، نتیجه اش این می شود که حجم گاز های مفقوده ایران به اندازه صادرات گاز از کشور می باشد. یعنی همان قدر که گاز صادر می کنیم، گاز گم می کنیم. و نمی دانیم چرا حساب های ورودی و خروجی امان با هم نمی خواند. حال اگر از صنعت نفت و گاز که با پشتوانه مالی خوبی مدیریت می شوند خارج شده و مثلا به صنایع آبی کشور نگاهی بیندازیم وضعیت به مراتب وخیم تر است. مثلا به علت ضعف در اندازه گیری ها و دقت پائین آن ها، بیلان آبی دریاچه ارومیه با دقت هایی در حد کیلومتر مکعب قابل محاسبه است. و نمی توان علت و ریشه خشک شدن دریاچه ارومیه را با این اعداد نادقیق با دقت ارزیابی کرد و برای نجات آن نسخه شفا پیچید. اهمیت ثبت و نگه داری داده ها موقعی نمایان تر می شود که به مسائلی نظیر طلاق  اعتیاد و معضلات اجتماعی نگاهی بیندازیم و آن گاه متوجه می شویم که هیچ نهادی در ایران متولی ثبت و نگه داری پایگاه  های داده مرتبط با این پدیده ها نیست. در هنگام ازدواج اطلاعات به صورت الکترونیکی ذخیره نمی شود که بتوان در آینده و به مدد آن ها طلاق را تحلیل نمود. تحقیقاتی که در زمینه این گونه آسیب های اجتماعی انجام می گیرد با روش پرسشنامه ای و با جوامع آماری بسیار کوچک انجام می شود و فعالیت عمده در پروژه های پژوهشی از این دست صرف تولید و توزیع پرسشنامه های حجیم می شود و در گام تحلیل این داده ها معمولا با سر رسیدن موعد تحویل طرح، به سرعت و با روش های کلاسیک و غیر کارا، تحلیل صورت می گیرد. در صورتی که چنان چه پایگاه های داده عظیمی در اختیار پژوهشگران باشد، ایشان می توانند از جوانب مختلف به آسیب های اجتماعی نگریسته و به جای دغدغه به دست آوردن داده ها، بر روی روش های علمی و پژوهشی سطح بالا برای تحلیل داده ها تمرکز کنند.

تنها سازمان ها و نهاد هایی که به اهمیت ثبت داده ها پی برده اند و بر روی پایگاه های داده خود به خوبی سرمایه گزاری کرده و ارتقای مناسبی در سیستم های نرم افزاری مرتبط ایجاد نموده اند سیستم های بانکی کشور هستند که انصافا پایگاه های داده خوب و قابل اطمینانی را تهییه کرده و نسخه های پشتیبان از آن را با وسواس محافظت می نمایند.  اما همین بانک ها، در مرحله بعدی که تحلیل داده ها است جا مانده اند و قدم های محکمی در مرحله بعد که تحلیل این پایگاه های داده و پیش پردازش داده ها است انجام نداده اند.

در شماره دو به بررسی گام بعدی یعنی پیش فراوری اطلاعات خواهیم پرداخت.